معرفی نمایندگان لاوین سپهر ایرانیان

اوباما در تلاش برای جلوگیری از جنگ میان ایران و عربستان / با وقوع این جنگ، کاخ س

باراک اوباما بطور جدی از احتمال آغاز جنگ میان کشورهای عربی و ایران در هراس است.

روزنامه روسی کامرسانت نوشت: باراک اوباما بطور جدی از احتمال آغاز جنگ میان کشورهای عربی و ایران در هراس است.

به گزارش پایگاه خبری «تیک»، تشدید جنگ سرد میان اعراب و ایران که در زمینه ای از جنگ های بی امان در کشورهای ثالث و مذاکرات با تهران در رابطه با مساله هسته ای جریان گرفته، بطور غیر منتظره ای راه را برای همکاری امریکا و روسیه هموار ساخته است. اما، فعلا، در رویکرد خاور نزدیک.

باراک اوباما، رئیس جمهور امریکا، با دعوت از روسای تمامی شش کشور پادشاهی عضو شورای همکاری های دولت های عربی حاشیه خلیج فارس برای شرکت در اجلاس کمپ دیوید، به هدف خود دست یافت. امریکا با بررسی «وضعیت حاکم در مذاکرات میان «گروه 1+5» و ایران»، بطور رسمی با این موضوع موافقت کرد که شرایط در حال تدوین برنامه هسته ای ایران، «به نفع حفظ امنیت در کشورهای عضو شورای همکاری های دولت های عربی حاشیه خلیج فارس، امریکا و جامعه جهانی است». بدین ترتیب، این اجلاس که با خطر بروز جنجال مواجه بود – بعد از امتناع ناگهانی شاه عربستان و امیر بحرین از شرکت در آن – برای اوباما، رئیس جمهور امریکا، با موفقیت همراه شد.

رئیس جمهور امریکا از کشورهای پادشاهی عربی آن چیزی را بدست آورد که تاکنون، اعضای کنگره و سناتورهای حزب جمهوری خواه و همچنین بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، از وی دریغ کرده بودند. از آنجایی که اوباما در پی حمایت خود از انقلاب های «بهار عرب» و امتناع از مداخله نظامی در سوریه، اعتماد کشورهای پادشاهی عربی را از دست داده بود، این موفقیت وی را نه فقط باید حیرت انگیز، بلکه، قانونمند تعبیر کرد. زیرا، حتی، شاه عربستان سعودی که در اجلاس حضور نداشت، به این باور رسیده است که ناکام ماندن مذاکرات پیرامون برنامه هسته ای ایران، به معنای پیروزی سیاسی – ایدئولوژیکی نتانیاهو و نومحافظه کاران امریکایی خواهد بود.

در این بازی دیپلماتیک، شانس اوباما بسیار بالا بود. گیورگی میرسکی، کارشناس روس در امور خاور نزدیک، می گوید: «مناقشه عرب – اسرائیل در دوران زندگی ما پایان نخواهد یافت، اما، به آغاز جنگی بزرگ نیز نخواهد انجامید. در حالی که احتمال دارد، برنامه هسته ای ایران به آغاز جنگ بزرگ و حتی جنگ جهانی منجر شود و اوباما متوجه این موضوع است. در صورت ناکام ماندن مذاکرات، باید در انتظار حمله پیشگیرانه اسرائیل علیه ایران باشیم، بویژه، با توجه به این که مسکو مجموعه «اس – 300» را نیز در اختیار تهران خواهد گذاشت». و اما، در صورتی که اوباما موفق شود، روابط با ایران را حل و فصل کند و از ساخت سلاح هسته ای توسط این کشور ممانعت کند، در آنصورت، وی قادر خواهد بود، بعد از دو سال با عزت صحنه سیاسی را ترک کند.

در این میان، برای رئیس جمهور امریکا، ممانعت از تبدیل جنگ سرد میان عربستان سعودی و ایران به جنگ مسلحانه، بسیار اهمیت دارد: اگر وی موفق نشود، در این صورت افزایش اجتناب ناپذیر نرخ نفت در پی آغاز جنگ میان ایران و عربستان، می تواند، تمامی شانس هیلاری کلینتون و حزب دموکرات برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری را از میان ببرد. رهبران عربی نیز خطر اوج گیری جنگ مسلحانه را احساس می کنند.

بر خلاف واشنگتن، آنان باور دارند که قانونی شدن برنامه هسته ای ایران، فقط نفوذ این کشور را در خاور نزدیک افزایش خواهد داد و از این طریق، جنگ سرد تشدید خواهد شد. نشریه «نیویورک تایمز» قبل از برگزاری اجلاس، این مساله را بدین صورت تشریح کرده بود: «از نقطه نظر اوباما، توافق دیپلماتیک با ایران در رابطه با محدود کردن برنامه هسته ای این کشور، شانس منحصر بفردی خواهد بود برای ممانعت از شدت گیری مناقشه در منطقه. از نقطه نظر دولت عربستان سعودی که سنی ها در آن حکومت می کنند، کاهش تحریم ها بر اساس توافق پیشنهادی، باعث خواهد شد تا ایران که حکومت آن در دست شیعیان است، شانس برخورداری از میلیاردها دلار پول برای دامن زدن به بی ثباتی در منطقه را به دست آورد».

خطر روز افزون اوج گیری جدید جنگ سرد، یاران «کوچک» شورای همکاری های دولت های عربی حاشیه خلیج فارس را بر آن داشته که از واشنگتن بخواهند، پیمان دفاع مشترک میان امریکا و شورای همکاری های دولت های عربی حاشیه خلیج فارس را امضا کند. یوسف العتیبی، سفیر امارات متحده عربی در امریکا، گفت: «در حالی که در گذشته، وجود توافق کلامی محترمانه با امریکا ما را راضی می کرد، امروزه، ما به شکل مکتوب این توافق نیاز داریم».

سامی الفرج، مشاور کویتی در مسائل امنیتی در شورای همکاری های دولت های عربی حاشیه خلیج فارس، این مساله را به صورت تندتری مطرح کرده است: «تئوری های توطئه آمیز گذشته تایید می شوند. امریکا برای ما خطر ایجاد می کند و سپس، سیستم های تدافعی جدیدی را به ما پیشنهاد می کند. این موضوع ما را ناراحت می کند».

عادل الجبیر، وزیر امور خارجه جدید عربستان سعودی، با اعلام این که «ما شاهد هستیم که ایران از سازمان های تروریستی حمایت می کند»، به این بحث غیر رسمی نقطه پایان گذاشت و وی همچنین موافق این موضوع بود که شورای همکاری های دولت های عربی حاشیه خلیج فارس باید در اجلاس، در وهله نخست، روی هماهنگی تلاش های خود با امریکا در جهت مقابله جمعی علیه اقدامات تجاوزگرانه تهران تمرکز کند. در این میان، عادل الجبیر نیز به عنوان سفیر سابق عربستان سعودی در امریکا، از خود آینده نگری دیپلماتیک قابل توجهی نشان داد. وی بدون وارد شدن به جزئیات در خصوص این که چرا پیمان دفاع مشترک با امریکا در مقایسه با توافقنامه پیرامون برنامه هسته ای، برای تصویب از سوی کنگره جمهوری خواهان شانس اندکی دارد، افزود: «من با شکل مکتوب و و یا غیر مکتوب این پیمان مشکلی ندارم. ما به سخنان امریکا اعتماد کامل داریم».

یک روز بعد، بن رودز، معاون مشاور امنیت ملی امریکا، در مصاحبه با «الجزیره» خبر داد که در آینده نزدیک، عقد پیمان رسمی با شورای همکاری دولت های عربی حاشیه خلیج فارس امکانپذیر نخواهد بود: «این پیمان آن چیزی نیست که در حال حاضر، ما به آن نیاز داریم. برای تشکیل ناتو و عقد قرارداد با متحدان عربی ما مدت ده سال صرف شد. با این همه ما می توانیم (کشورهای عضو شورای همکاری های دولت های عربی حاشیه خلیج فارس) را در مورد آمادگی خود برای دفاع از آنها به روشنی تضمین کنیم».

این آمادگی واشنگتن در بیانیه مشترک امریکا و شورای همکاری های دولت های عربی حاشیه خلیج فارس نیز بازتاب یافته است که در پایان اجلاس به تصویب رسید. در این بیانیه آمده است که «امریکا و کشورهای عضو شورای همکاری دولت های عربی حاشیه خلیج فارس فعالیت ایران در راستای دامن زدن به بی ثباتی در منطقه را محکوم می کنند و به اتفاق هم، مساله مقابله با این فعالیت ایران در منطقه را بحث و بررسی خواهند کرد». و در ادامه، به شکل ذیل «تضمین روشنی» ارائه می شود: «امریکا برای همکاری مشترک با کشورهای عضو شورای همکاری دولت های عربی حاشیه خلیج فارس با هدف پیشگیری و مقابله با هر گونه خطر خارجی مغایر با اصول سازمان ملل متحد و خطر نقض تمامیت ارضی هر یک از کشورهای عضو شورای همکاری دولت های عربی حاشیه خلیج فارس آمادگی دارد. در صورت وقوع چنین تجاوزی و یا خطر آغاز آن، امریکا آماده خواهد بود تا سریعا به همراه یاران خود در شورای همکاری دولت های عربی حاشیه خلیج فارس مشخص کند که برای دفاع از یاران، چه تدابیر مشخصی، از جمله، نظامی لازم خواهد بود. کشورهای عضو شورای همکاری دولت های عربی حاشیه خلیج فارس نیز به نوبه خود، مانند مورد عملیات «طوفان قاطع»، برای اجرای عملیات نظامی خارج از مرزهای شورای همکاری دولت های عربی حاشیه خلیج فارس، با امریکا رایزنی خواهد کرد، بویژه، در شرایطی که برای این اقدام، به مساعدت امریکا نیاز داشته باشند».

ایران قوی و غنی قادر خواهد بود از متحدان خود بیش از هر زمان دیگری در تاریخ، حمایت کند. بدین ترتیب، واشنگتن ضمن دادن تضمین برای دفاع از تمامیت ارضی کشورهای عضو شورای همکاری دولت های عربی حاشیه خلیج فارس، اگرچه از فرمول مرسوم استفاده کرده، اما این فرمول از واقعیت های کنونی در خاور نزدیک به دور قرار گرفته است. زیرا، در تمامی جبهه های بحرانی این رویارویی – چه در سوریه، عراق و یا یمن – عربستان سعودی و ایران بطور مستقیم با یکدیگر درگیر جنگ نشده اند، ارتش این کشورها قصد ندارند با یکدیگر بجنگند و تمامیت ارضی یکدیگر را به خطر اندازند. و اما، موضوع اصلی این است که این تضمین ها قادر نیست مانع از آن فعالیت های تخریبی شود که هر دو کشور در کشورهای ثالث با هدف سرنگونی رژیم های این کشورها به راه انداخته اند.

به عبارت دیگر، فرمول دیپلماسی همیشگی اروپایی در جنگ های کلاسیک میان دولت های مستقل، در عصر حاضر، تاثیر بسیار اندکی بر جنگ های نیابتی امروزی دارد که این دولت ها با دستان شبه نظامیان در خاک های کشورهای ثالث به راه انداخته اند. در نتیجه، آن بخش از بیانیه که به مناقشات منطقه ای و مبارزه با «دولت اسلامی» اختصاص دارد، در چنان شکل کلی آمده است که دشوار بتوان آن را حتی به معنای اغراق آمیز جلوه دادن این قبیل فعالیت ها پنداشت.

برای نمونه، آنتونی کردسمن، تحلیلگر مشهور امریکایی از مرکز CSIS، بیانیه مشترک طرفین در خصوص سوریه را چنین ارزیابی کرد: «تغییر دایمی فورمول بندی در ارزیابی هایی که از سال 2011 میلادی، به طور دایمی بدتر می شود، نه فقط راه حل مشکلات نیست، بلکه حتی به درد آغاز مبارزه مشترک نیز نمی خورد». به اعتقاد کردسمن و اکثریت تحلیلگران، این بیانیه فقط نشانگر فقدان طرح واقعی برای اتخاذ تدابیر مشترک میان واشنگتن و ریاض در جهت حل و فصل سیاسی و موثر اوضاع در این کشور است. در مجموع، این ارزیابی مناسب می نماید: جنگ امریکا با تروریسم در خاور نزدیک، مانند وضعیت در جا زدن، خسته کننده است.

در این میان، حتی این مساله که واشنگتن موفق نشد، در اجلاس کمپ دیوید، شرایط لازم را حاکم کند و با شورای همکاری دولت های عربی حاشیه خلیج فارس در خصوص استراتژی دقیق و روشن خود در راستای بازدارندگی ایران به توافق برسد نیز نمی تواند باراک اوباما را از ضرورت ممانعت از هر گونه رویارویی میان تهران و ریاض آزاد کند. مناقشه روز افزون در منطقه وی را به سمت آن سوق می دهد – برای نمونه جنگ یمن. اوباما برای جنگ با حوثی ها در این کشور کمترین تلاشی نکرده بود. اما، بحرانی شدن شرایط حاکم در این کشور، باعث شد تا پای وی نیز به این جنگ کشیده شود، زیرا، برای کشورهای عربی عضو شورای همکاری دولت های عربی حاشیه خلیج فارس، پیروزی حوثی هایی که از سوی ایران حمایت می شوند، غیر قابل قبول است.

از این رو، اوباما باید سریعا در رویارویی سعودی – ایرانی تشنج زدایی کند که در نهایت، احتمال دارد، نه فقط به ناکام ماندن توافق لوزان در رابطه با برنامه هسته ای ایران منجر شود، بلکه، وی را نیز به حمایت از حمله پیشگیرانه اسرائیل علیه ایران ناگزیر سازد.

کنفرانس جدید ژنو در رابطه با سوریه می تواند نزدیک ترین راه این تشنج زدایی را فراهم آورد: در روز 5 ماه مه، بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، به استفان دمیستوره، فرستاده ویژه خود در سوریه، این اختیار را داده که با تمامی طرفین ذی نفع، برای روشن شدن نقطه نظرات آنان در این خصوص مذاکره کند. دمیستوره نیز به نوبه خود، به خبرنگاران گفت که مذاکرات ژنو پشت درهای بسته و با هر هیات بصورت جداگانه برگزار خواهد شد. و این که حتی، نباید این انتظار را داشته باشند که در پایان کنفرانس، اعلامیه ای صادر شود. فرستاده ویژه دبیر کل سازمان ملل متحد اوضاع حاکم را چنین تشریح کرد: «در سوریه، شاهد تشدید مناقشه هستیم. در هفته های اخیر، اوضاع در برخی از مناطق جدی تر شده است. در هفته گذشته، شورای امنیت سازمان ملل متحد اعلام کرد که باید برای حل و فصل سیاسی این مناقشه مجددا تلاش شود، حتی اگر شانس موفقیت در آن اندک باشد». در ضمن به این موضوع نیز اشاره کرد که روسیه در اوایل سال جاری، «با هدف جلب مجدد توجهات به سوی حل و فصل سیاسی این مساله در سوریه، تلاش های مفیدی بکار برد». در روز 6 ماه مه نیز رئیس جمهور سوریه در خصوص جدی بودن اوضاع حاکم سخن گفت.

آخرین موج شکست قوای بشار اسد، بعد از تشکیل ائتلاف جدید «جیش الفتح» با ریاست «النصره» شاخه سوری «القاعده» در روز 24 ماه مارس، در سوریه و در استان ادلب آغاز شد. ائتلاف جدید شهر ادلب را تصرف کرد. برای ارزیابی اهمیت این پیروزی جهادیون، فقط کافی است که بگوییم، طی این چهار سال جنگ، این فقط دومین مرکز استان تصرف شده توسط جهادیون بوده است. این پیروزی، در سایه کمک های مالی مکمل و ارسال تسلیحات جدید از عربستان سعودی، ترکیه و قطر به دست آمده است.

با توجه به این که این دولت ها عضو ائتلاف تشکیل یافته توسط ریاض علیه حوثی ها هستند و حمله به ادلب به موازات آغاز بمباران یمن صورت گرفته است، به آسانی می توان درک کرد که این دو عملیات به دست یک نفر و با یک هدف صورت گرفته است – برای تضعیف ایران و از میان بردن «هلال شیعی». فقط کافی است به گزارشات رسیده از سوریه و لبنان نظری بیافکنیم تا مطمئن شویم که «جیش الفتح» جهادیون خود را به منطقه قلمون واقع در مرز با لبنان اعزام کرده است. اما، در این میان، تامین کنندگان مالی «جیش الفتح» خود بشار اسد را نیز از یاد نمی برند: مولود چاووش اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه، که در اواخر ماه آوریل، به واشنگتن سفر کرده بود، به خبرنگاران گفت که جنگ با «دولت اسلامی» در سوریه نیز مهم است، اما ریشه شرارت – خود اسد است. به این ترتیب، در حال حاضر، ترکیه، عربستان سعودی و قطر با قدرت جدیدی امریکا را برای به وجود آوردن شعاع امنیتی، با پشتیبانی نیروی هوایی ائتلاف برای آوارگان سوری و شبه نظامیان میانه رو در شمال سوریه، تحت فشار قرار داده اند. اما، مقامات امریکایی دچار تردید شده اند. آنان ضمن اذعان بر این که در حال حاضر، رژیم سوریه شکست جدی متحمل شده است، بر این امر اشاره دارند که موازنه قدرت در سوریه به خودی خود درگیر بی ثباتی شده و بارها، به سمت معکوسی چرخش می یافته است. و جان کری، وزیر امور خارجه امریکا، در یک چنین وضعیت بسیار بغرنجی در خاور نزدیک، در روز 13 ماه مارس و 48 ساعت قبل از برگزاری اجلاس کمپ دیوید، برای نخستین بار بعد از الحاق کریمه به روسیه، برای بحث و بررسی اوضاع حاکم در خاور نزدیک و مساله اوکراین به مسکو سفر کرد.

در حال حاضر، در روسیه، عملا همگان پذیرفته اند که میان تلاش های واشنگتن برای حل و فصل بحران در خاور نزدیک و انقلاب «نارنجی» دوم در اوکراین، نوعی رابطه ژئو سیاسی بر قرار بوده است – برای نخستین بار، در فوریه سال 2013 میلادی، جان فدمن، رئیس «استراتفور»، ده روز قبل از وقوع کودتای دولتی در کی اف، در مقاله خود، به ابعاد جدید سیاست خارجی امریکا در قبال روسیه اشاره کرد: سرنگونی رژیم یانکوویچ و به وجود آوردن اوکراین غرب گرا، برای روسیه مسایل راهبردی عظیمی را به وجود خواهد آورد، زیرا، از امکان مشارکت این کشور در امور سوریه و ایران به شدت کاسته خواهد شد – در شرایط جدید، مسکو باید روی اوکراین تمرکز کند. بدین ترتیب، سرنگونی رژیم یانکوویچ می تواند رویکرد درخشان و در عین حال خطرناک واشنگتن باشد.

اگرچه، کاخ سفید وجود چنین رویکردی را رد می کند، اما، وجود رابطه ای که فریدمن به آن اشاره کرده، عملا مشخص شده است - اگرچه، تمرکز مسکو روی بحران اوکراین کامل نبوده است، اما، منزوی شدن واقعی این کشور در امور بین الملل کاملا مشهود بوده است. از این رو، دیدار غیر منتظره وزیر امور خارجه امریکا از کشور ما، بی اختیار این اندیشه را مطرح می کند که اوضاع ژئو سیاسی تغییر یافته خاور نزدیک و ضرورت پیشگیری از آغاز درگیری میان عربستان سعودی و ایران، باراک اوباما را بر آن داشته تا بار دیگر، مسکو را از جنبه احتمال به دست گیری سکان اوضاع خاور نزدیک بسنجد.

به نقل از سایت Tik.ir

آریاناواحد ITشرکت لاوین سپهر ایرانیان

جهت آشنایی با خدمات شرکت با شماره 02122877884 تماس بگیرید.

+   آریانا ; ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٧ خرداد ،۱۳٩٤

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir