معرفی نمایندگان لاوین سپهر ایرانیان

شکارچی شنبه بیشتر از کمپین کارکرد دارد

دردمندی هنرمند باید در هنرش تجلی پیدا کند. اگر قرار است که خدمتی بکنم، باید در عرصه نمایشی باشد. همان کاراکتری که در آن فیلم شکارچی شنبه نوشته شده بود بیشتر از بیانیه و کمپین کارکرد دارد.
گروه فرهنگی مشرق - نوروز امسال دو فیلم گاو (داریوش مهرجویی ) و ایران برگر(مسعود جعفری جوزانی) از علی نصیریان در سینماهای کشور نمایش داده شد . دو فیلمی که علی نصیریان  در آن به معنای واقعی درخشیده است . اگر در هنرنمایی این هنرمند کنکاش کنیم تفاوتی میان حضور انرژیک وی در گاو  و ایران برگر وجود ندارد . به  بهانه نیم قرن حضور و تلاش موثر با او به گفت و گو نشسته ایم.

***در یک دهه اخیر کمی از فضای  سینما دور شدید و بیشتر در حوزه تلویزیون متمرکز شدید و بعد از چند اثر تلویزیونی به صورت موردی فعالیت های خودتان را در سینما از سر گرفتید. این دوری و فاصله ، تعمدی بود یا دلیل خاصی داشت یا اتفاق جاری و عادی کارنامه کاری شما بوده است؟

- هیچ دلیل خاصی نداشت و هیچ تعمدی در کار نبود و هیچ قصدی نداشتم که باشم یا نباشم، پیش می آید. یعنی آثار سینمایی آنچنانی به من پیشنهاد نشد یا اینکه موارد پیشنهادی آنچنان در خور من نبود یا لازم نبود. بهرحال کار تلویزیونی انجام دادم. من تعمدی نداشتم. کیفیت پیشنهادات هم شایسته نبود و به نظرم نقش ها هم مناسب نبود. فکر نمی کنم که دوستان عزیز سینماگر  تعمدی در این زمینه داشته اند. 

اهل معامله نیستم / کاراکتر شکارچی شنبه بیشتر از کمپین کارکرد دارد


***یکی از آثار مورد توجه شما در این چند سال اخیر «شکارچی شنبه»  است . فیلمی  که برای شما عاری از  حاشیه نبود زمانی که فیلمنامه   نخستین بار  با پیشنهاد «شکارچی شنبه» مواجه شدید، تصور این حواشی را داشتید؟

- من اصلا به حواشی و این قبیل مسائل فکر نمی کنم. من وقتی اولین بار فیلمنامه را خواندم ، خیلی برایم گیرایی داشت و شخصیت محوری برایم جذاب بود. حتی من آن زمان سر کار دیگری بودم و آمدند سر لوکیشنی که ما در آنجا مشغول کار بودیم، تقریبا نزدیک غروب بود، فیلمنامه را به من دادند ، من نشستم داخل اتومبیل و شروع به خواندن آن کردم و تا تاریک شدن هوا من این فیلمنامه را زمین نگذاشتم برای اینکه تا این حد برایم جذاب بود و گیرایی داشت.


اهل معامله نیستم / کاراکتر شکارچی شنبه بیشتر از کمپین کارکرد دارد


البته بعد هم از آقای شیخ طادی پرسیدم که این ساختار و این شخصیت و این گفتگوها و این مسائلی که در قصه مطرح است، چگونه است؟ چگونه ساخته اید؟ ایشان دقیقا برایم توضیح دادند که تمام این ماجراها دقیقا بر اساس واقعیات و مستندات است، چیزی نیست که من بر اساس تخیل خودم یا بر اساس تبلیغات یک عده از ضد یهود یا ضد صهیونیست، ساخته باشم. اینها واقعیاتی بوده که تحقیق شده  و تماما مستند است. حتی برخی دیالوگ های و عبارتی که در فیلم بکار می رفت، کلام خود افرادی است که  در اسرائیل، مصدر امور هستند. بهرحال برایم این شخصیت جذاب بود و خیلی دوست داشتم این شخصیت را بازی کنم. برای اینکه خیلی پیچ و خم داشت، خیلی عمق داشت و خیلی جذاب بود.

***این فیلم خاص به دلیل موضوع  و سازنده اش از حاشیه عاری نبود، آیا  در انتخاب فیلمنامه و حضور در این اثر هیچوقت موضع  سیاسی خاص فیلم را برای انتخاب اثر لحاظ نکردید ؟ 

 - من آقای شیخ طادی را در «بوی پیراهن یوسف» که  طراح صحنه بود می شناختم. پیشینیه سیاسی و اینکه ایشان چه تفکراتی دارند را نمی دانستم و اصلا هم این مسائل برایم مطرح نبود. فقط آن موضوع و آن کاراکتر برای من خیلی جذاب بود، حتی پیشنهاد مالی که به من داده بودند ، زیر آن قیمتی بود که من درخواست کرده بودم. برخی تصور می کنند که این کارها را شاید با پول می سازند که به اعتقاد من تفکر اساسا غلطی است. اغلب تصور می کنند بازیگر چنین نقش هایی دستمزد های  بالایی می گیرند.


اهل معامله نیستم / کاراکتر شکارچی شنبه بیشتر از کمپین کارکرد دارد


من اصلا اهل این قبیل معامله بازی ها نیستم، اهل کارهای سیاسی نیستم و این قبیل مسائل سیاسی به من ارتباطی ندارد، جناح بندی ها و درگیری ها و... به من ارتباطی ندارد اما این موضوع ، اول اینکه خود موضوع، با آن چه که آدم در عصر حاضر می بیند و در فلسطین در حال رخ دادن است  در ارتباط با موضوع اسرائیل، واقعیت کاملا روشنی است و برای من (علی نصیریان )دردناک است. مثلا اتفاقات غزه. وقتی انسان فیلمهای مربوط به غزه را می بیند که چگونه مردم غزه سرکوب شده اند و چگونه نابود شده و چگونه بمباران می شوند و چگونه کشتار  به راه انداخته اند.خب تمام اینها مسلما برای من اتفاقات خوشایندی نیست. معلوم است که با دیدن چنین صحنه هایی من دوست دارم کوچکترین کاری در زمینه حرفه خودم انجام دهم تا رخدادهای موصوف را به نحوی برای مخاطبان مدیوم های نمایشی بیان کنم. به صراحت می گویم فیلم شکارچی شنبه  مخالف ایدئولوژی من نبوده. واقعا فکر می کنم یک ملت مظلومی تحت ستم و تحت فشار و ظلم یک رژیم غاصبی است و این مسئله مهمترین عامل در قبول کردن بنده برای حضور در این اثر است و برای من بازیگر فقط همان جذابیت کاراکتر اهمیت داشت (از منظر بازیگری).

***در فرامتن فعالیت های فرهنگی همزمان با حمله ارتش اسرائیل به غزه هنرمندانی با دامنه گسترده ای  از از اصغر فرهادی تا جمال شورجه کمپینی براه انداختند و  در برابر کشتار مردم غزه  موضع گیری کردند اما خود شما نسبت به آن اتفاقات واکنشی نشان ندادید.

- من وارد این مقولات نمی شوم ،دردمندی هنرمند باید در هنرش تجلی پیدا کند . اگر قرار است که خدمتی بکنم ، باید در عرصه نمایشی و در حوزه ای که تخصصش را دارم ، باشد. اگر قرار به نشان دادن چیزی باشد ، همان کاراکتری که در آن فیلم شکارچی شنبه نوشته شده بود بیشتر از بیانیه و کمپین کارکرد دارد  و خیلی بیشتر از انتشار بیانیه مفید است.

***فیلمنامه ملاک اصلی برای شماست یا سازنده اش ؟

فیلمنامه همیشه ملاک اول است. البته اولویت با کارگردان هایی است که اسم و رسمی دارند اما کارگردان خیلی معتبر هم ممکن است به من پیشنهادی بدهد که من دوستش نداشته باشم .   

***شما اجاره نشین ها را به همین دلیل قبول نکردید ؟
.
من اصلا از آن نقش پیشنهادی خوشم نیامد، به مهرجویی هم گفتم. البته می خواستم در اثر دیگری حضور پیدا کنم .

***منظورتان ناخدا خورشید است ؟
 مستر فرهان ناخدا خورشید خیلی برای من جذابتر بود. هر دو نقش پیشنهادی مکمل بود اما اشکالی هم نداشت . نقش پیشنهادی فیلم اجاره نشین های آقای مهرجویی   مشکلی نداشت اما یک روشنفکر معمولی و تکراری بود.


اهل معامله نیستم / کاراکتر شکارچی شنبه بیشتر از کمپین کارکرد دارد

***همین مسئله دلخوری میان شما بوجود آورد و سبب شد که در طول سالیان نتوانید با مهرجویی کار نکنید؟
- بهرحال دلخوری هایی پیش آمد و ممکن است دلخور شده باشد و اصلا دیگر به من رجوع هم نکرد، حقش هم هست ولی بهرحال من نخواستم آن نقش را بازی کنم.  من نمی خواهم جانماز آب بکشم و بگویم خیلی آدم خاصی هستم و تمام کارهایی که کرده ام خیلی خوب بوده اند و... نه! اتفاقا اشتباه هم داشته ام و کارهای بی ربط هم داشته ام. هیچ حرفی نیست. اما بهرحال سعی می کنم اشتباه نکنم آنهم با کارگردانی که اعتباری دارد. من در آن مقطع  پیشنهاد اجاره نشین ها تصمیم گرفته بودم با تقوایی در ناخدا خورشید کار کنم .چون برای من جذاب تر بود، بعد از اینکه اجاره نشین ها را دیدم متوجه شدم حدسم درست بود. «مستر فرهان» ابعاد داشت، پیچیدگی داشت.اینکه صرفا یک روشنفکری باشد که حالا مثل در یک آپارتمانی هست و در واقع هیچ تأثیری در کل  این ساختار ندارد برایم جذاب نبود . تا آن وقت چون من با آقای تقوایی کار نکرده بودم ، خیلی دوست داشتم با او کار کنم ، چون آقای تقوایی و کارهایش را خیلی دوست دارم، صرف نظر از اینکه در این کار خیلی صدمه خورده است. سختی های اینکار هم بیشمار بود. مثلا ما در یک مسافرخانه کنار جاده ای ساکن بودیم که گاهی اوقات آب نبود و حمام نداشتیم ، پر از مگس و ... ، غذای ما در یک رستوران کنار جاده ای بود و...

***شبیه همان تبعیدی های ناخدا خورشید زندگی کردید.
واقعا سر صحنه اصلا غذای آنچنانی نبود. یک برادر افغانی بود که نصف شب بیدار می شد و یک دیگ برنج بار می گذاشت و چند تا شیرماهی صید می کرد و می پخت و سرخ می کرد .از صبح تا شب هر کس می آمد از همین غذا به او می داد. همزمان پدر بنده هم  در تهران بیمار بود. آنزمان پسربچه مدرسه ای داشتم و مسئولیت همه اینها هم بر عهده من بود. آنقدر این کار طول کشید که همسرم آمد به محل فیلمبرداری که ببیند کجا هستم ! آن زمان هم که تلفن همراه و... نبود، باید از بندر گنگ می رفتیم بندر لنگه، از تلفنخانه، تماس می گرفتیم. اما سختی های کار تقوایی ارزشش را داشت.

***و همکاری با مسعود جعفری جوزانی پس از چند سال چگونه فراهم شد. اصلا نخستین بار کی با ایشان مواجه داشتید؟

-اولین باری که آقای جعفری جوزانی به ایران آمد، سناریوی «جاده های سرد»  را برایم آورد.

اهل معامله نیستم / کاراکتر شکارچی شنبه بیشتر از کمپین کارکرد دارد


ایشان را من نمی شناختم. فقط گفت من در استیت کالج سان فرانسیسکو، درس خوانده ام. به اعتبار جوانی، سر نترنس و تحصلاتیش،حضور در جاده های سرد را پذیرفتم. استیت کالج یکی از جاهایی بود که خیلی خوب و معتبر بود. بعدهای مسعود با ساخت فیلم های متنوع نشان داد که  سینما را با عمق وجود می شناسد. آقای جوزانی من را در افطاری ریاست جمهوری دیدند، اتفاقا کنار هم نشسته بودیم و ایشان گفتند: آقا من شما  را برای این کار می خواهم، «ایران برگر» دارم می پزم و این قبیل حرفها ...و پرسیدند می آیی کار کنیم؟ گفتم: متن را بده بخوانم تا ببینم چه می شود؟البته در زمان سریال «درچشم باد» ایشان به من  پیشنهاد دادند اما  بنده مشغول کار بودم.

***وقتی ایران برگر را خواندید ، متن  جذاب بود یا جوزانی پشت دوربین ؟
-حضور در «ایران برگر» یک مقداری بخاطر جوزانی بود و یک مقداری هم به این خاطر بدم نیامد در یک طنز اجتماعی  حضور پیدا کنم.

اهل معامله نیستم / کاراکتر شکارچی شنبه بیشتر از کمپین کارکرد دارد

حالا جوزانی آن جوان فارغ التحصیل استیت کالج هم نیست و خب شخص جوزانی هم خیلی برایم مهم بود و کارکردن با او بعد از سالها هم اتفاق خوبی بود.هنوزم هم سر نترس دوران جوانی اش را دارد و اصلا محافظه کار نشده است.

***روند سینما و تلویزیون صورت پر شتابی به خود گرفته است ،تحلیل و حضور شما در این نیم قرن فعالیت چیست ؟
نیم قرن ، برای خودش یک تاریخ است، تنها چیزی که در این نیم قرن گذشته متوجه شدم این است که علاقه، عشق، دانش، حرفه ای بودن و همه گزاره های مهم عرصه نمایش  روز به روز کمرنگ شده است؟ زمانی بود که من کلاس تئاتر که می رفتم، گلستان سعدی را به ما تدریس می کردند. در زمان ما بسیار از ادبیات فارسی گفته می شد! بازیگران ما تا چه اندازه با ادبیات فارسی آشنا هستند؟یا چقدر ارتباط دارند، بهرحال این مسائل مهم است. شاید این کمبودها همین الان در عرصه های نمایشی حس می شود.

*** و حالا به بهانه اکران دوباره فیلم گاو با کیفیت عالی در گروه هنرو تجربه می خواستم بپرسم روند سینمایی شدن این اثر چگونه اتفاق افتاد ؟

نمایش «گاو» را در تلویزیون جعفر والی کار کرده بود و همه عوامل اصلی فیلم، در اجرای تلویزیونی هم حضور داشتند یعنی تجربه دوربین روی این نمایش اثر گذاشته بود  اما حقیقتش را که بخواهید مهرجویی خیلی هشدارهای درستی راجع به لنز ، نور یا راجع به مدیوم سینما می داد. تجربه سینمایی  من با آقای مهرجویی برای نسخه سینمایی گاو بسیار گرانبها بود . البته خودم را می گویم ، بقیه را نمی دانم. بازیگران تلویزیونی این نمایش کاراکترهایی مثلا «مش اسمال »یا «مش حسن» را خوب می شناختند  ولی در مقابل دوربین، نحوه بروز احساس ، نحوه بروز نگاه بر اساس لنزی که در آن موقعیت است ، تا چه حد باید درونی باشد و تا چه حد بیرونی ،حقیقتا فقط کار آقای مهرجویی است .تمرین سینمایی ما بر اساس همان نحوه عمل تئاتری خودمان بود ولی این آقای مهرجویی بود که این هشدارها و هدایتها را کرد و ما را راهنمایی کرد به این حیطه عمل. چون گاهی می گویند مهرجویی که کاری نکرد این اثر یک کار آماده بود که قبلا انجام شده بود و او فقط آن را فیلم کرد! اما باید انصاف داشت . هرچند ما از نظر شخصیت پردازی ، شخصیها را می شناختیم اما در حیطه تئاتر آنرا ا کار کرده بودیم و تمرین داشتیم  و ایشان آن را ترجمه سینمایی کردند.

به نقل از سایت mashreghnews.ir
آریانا واحد IT شرکت لاوین سپهر ایرانیان
پس به سایت ما سر بزنید Lovincard.com  با کلی تخفیف منتطرتون هستیم.

+   آریانا ; ٢:٤۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۱ تیر ،۱۳٩٤

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir